اخبار > دیدار معرفت جویان حوزه علوم اسلامی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی قم با وزیر اسبق بهداشت
 


  چاپ        ارسال به دوست

در مورخ 1396/05/30

دیدار معرفت جویان حوزه علوم اسلامی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی قم با وزیر اسبق بهداشت

ما سال ۱۳۸۶ به مناسبت اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی سال را به نام منور  پیامبر اسلام نامگذاری کردند سمیناری را در وزارت بهداشت برگزار کردیم تحت عنوان طب نبوی . محوری ترین سخنران سمینار حضرت آیت الله مصباح بودند که من مقداری که حافظه ام یاری می کند بخواهم خلاصه ای از آن بگویم :نکته ی اصلیش این بود که دین به معنی اینکه آماده باشد دستور طبی داده باشد نیست ، دین اصلا فلسفه ی آمدنش این نیست که به ما دستور طبی بدهد بله از باب لطفی که خدای متعال داشته و معصومین (ع) داشتند مواردی بوده ، تذکراتی دادند که لازم بوده موکد باشند ولی اینکه خیال بکنیم دستورات دینی جایگزین دستورات طبی می شود اینطور نیست.

مثلا امیرالمومنین (ع) ضربت که می خورند طبیب نصرانی می آورند بالای سرشان انقدر اوضاع خراب بوده که طبیب مسلمان نداشتیم یعنی مسلمانان به آن درجه از رشد علمی نرسیده بودند که ما طبیب متبحر مسلمان داشته باشیم طبیب نصرانی آوردند در کوفه چون مکتب طبی که آن موقع در اعراب حاکم بوده متاثر از یا روم بوده یا جندی شاپور .اینطور نبوده که وقتی حضرت ضربت می خورند بگویند که ما مثلا دستور روایی داریم که این کار را بکنید این کار را نکنید .که او هم با فناوری طبابت کرده یعنی آمده شکمبه گوسفند تازه را آورده روی زخم گذاشته و رنگ آن برگشته این سم شناسی کرده یعنی اثر سم را دیده و گفته یه سمی زدند به شمشیر فقط ضربت نبوده سمش هم پادزهر ندارد کاری نمی توانم بکنم.

این مثال را از این باب گفتیم که توقعمان از دین معلوم باشد.

نکته ی دیگه ای که ایشان در سخنرانی گفتند که به نظر من نکته خیلی کلیدی و مهم بود این بود که بسیاری از دستورات طبی که ما در روایات داریم که کم هم نیستند احتیاج به غربالگری دارد بعضی هاشون حدیث ضعیف است تازه اگر با دانشی که علما دارند مثل علم رجال و ...فهمیدیم این حدیث از لسان معصوم (ع) صادر شده باید ببینیم که دلالت حدیث چیه ؟

به یه آقایی گفتن شما سرت که درد می گیره از این دارو استفاده کن. خب این آقا چند سالشه؟ اهل کجابوده؟ در چه فصلی به حصرت مراجعه کرده؟ آیا علائم دیگه ای هم داشته که حضرت با سوالایی که ازش کردن یا با علم امامت متوجه شده باشند؟

خلاصه اینکه ما خیال بکنیم یه دستوری را در کتاب دینی می بینم که فرمدند آقا شما شکمت درد می کنه یا سرت درد می کنه برو اینو استفاده کن برای همه باشه این هم محل سوال است خودش نیاز به اجتهاد دارد بسیاری از دستورات اینجوری نیست همین میشه که یه عده ای میان میگن طب روایی ، طب اسلامی . دستوری را می گویند کسی خوب نمی شود خب از اول کارشما غلط بوده شما بی خود کردی که خیال کردی یک دستوری که در روایت اومده مربوط به همه است بنابراین در به کار بردن این تعابیر مثل طب روایی طب اسلامی اینها ما خیلی باید محتاط باشیم بسیاری از جمله علما ی بزرگ اعتقاد دارند اصلا یه همچین چیزی نیست. به این آسونی نمیشه همچین کاریو انجام داد و چطور ما در استنباط احکام شرعیه باید بریم استنباط بکنیم بعد در خصوص استنباط اینجور چیزها به آدمی که عربیشم تازه درست نمی خونه مثل این آقای روضه خونی میشه که آقای سید احمد خمینی تعریف کرده بودند که گفته بود قربون امام حسین (ع) برم که علی اصغرشم سنی بود گفته بودند از کجا اینو میگی گفته بود مگه ندید روایت شده عَلی صِغَرِ سِنّی .

حالا بعضی هاکه ادعای طب روایی می کنند اصلا متوجه نیستند حالا من که چیزی بلد نیستم ولی می بینم ترجمه اش از روایت غلط هست پس ما حواسمون جمع باشه که توقعمان از دین ، توقعمان از روایت توقعمان از دستورات دینی باید چه باشد بله دین به ما روش و سبک زندگی سالم را آموزش می دهد واین ها خودشان دستورات بهداشتی هستند برای حفظ الصحه .خیلی از آنها را ما بعد از سال ها به نتیجه اش رسیدیم .ولی دستورات دینی لزوما دستورات دارویی نیست از باب حفظ الصحه هست البته دستورات دارویی هم هست با توجه به مطالبی که قبلا گفتیم.

بعضی احکام هست که شمول دارد مثل عسل که البته باز استثناء هایی هست .صریح قرآن کریم است که در عسل شفا قرار دارد اما آیا برای همه ؟در چه جزئی از عسل شفا هست؟

من دیدم از این آدم های ظاهربین مثلا آقا بیماری قند داره بعد میگه خدا تو قرآن فرمود در عسل شفا هست ؟ بعد عسل خورده قندش بالا رفته بعد هم رفته کما ، بعد به هوش میاد می گی چیکار کردی؟ میگه خدا در قرآن می گوید عسل شفاست.

ظاهز بینی می کند .مثل این داستان را ما در اخباری گری هم داشتیم .اینها وقتی کسی می مرده روی کفنش می نوشتند اسماعیل یشهد اَنّ لا اله الّا الله .می پرسیدند چرا ؟ می گفتند چون امام صادق (ع) وقتی پسرش اسماعیل فوت کرد روی کفنش اینگونه نوشت!!!

ما متاسفانه این ظاهر بینی ها را به بهانه ی طب اسلامی و روایی زیاد شاهدش هستیم و اینها ضربه می زند .یعنی اینها با عنوان اینکه می خواهیم بکنیم خب مردم هم علاقه مند به دین هستند اعتماد به خدای متعال دارند.

بعد این اعتمادشان را می شکنند چون از اول موضوع اعتماد نبوده از اول ما همچین دستوری نداشتیم خب حالا مانسبتمون با طبابت ، با دین چی هست؟

آقای دکتر بهشتی که نماینده خبرگان فارس هستند ، استاد فلسفه و مدت ها هم رئیس دانشگاه قم بودند. ایشان چند سالی مطلبی را می فرمایند که مطلبی ارتقا یافته نسبت به سایر سخن هاست می فرمایند :ما باید طب متعالیه داشته باشیمهمانطور که حکمت متعالیه داریم می فرمایند که ما وقتی می خواهیم به طبابت توجه کنیم البته فقط منظور خود طب نیست درباره ی همه ی خدمات پزشکی صحبت می کنیم یا به تعبیر بهتر درباره ی خدمات سلامت صحبت می کنیم . ما باید بتونیم این را در چارچوب دینیمان مستحکمش بکنیم. یه وقته ما نگاهمون به انسان صرفاهمین بدنش است می خواهیم طبابت بکنیم نبضشو می گیریم آزمایش خون می گیریم آزمایش ادرار می گیریم در واقع براین اساس ما طبابت می کنیم اما یه موقع فهممان می شود که این انسان روحی دارد و روحش در جسمش اثر تام دارد به تعبیر فلاسفه الهی جسم مرکب روحش هست و چون جسم مرکب روحش هست از این راکب خود شتاثیر می پذیرد کما اینکه این مرکب هم بر این روح تاثیر می گذارد آن موقع نگاهمان به خدمات سلامت نگاه متفاوتی می شود . و این تلقی هارو و این نظریه ها را اگر ما بتوانیم تبدیلشان کنیم به اقدامات کاربردی آن موقع  می توانیم درمورد ارتباط دین و طب حرف های مستحکمی بزنیم.

البته در این میانه کار های متوسطی هم هست که آنها هم خیلی مهم است که آنها هم خیلی مهم است بالاخره طبابت کردن هم یکی از افعال انسان هست ، مراجعه به طبیب هم یکی از افعال انسان است .ما همانطور که می گوییم همه ی افعال جزء خمسه ی طیبه هستند یا حرام اند یا حلال و در حلال ها یا مستحب اند یا مباح یا مکروه. باید احکامش را بدانیم در کدام قسمتش چگونه باید عمل کنید ما باید احکاممان را بلد باشیم مثل اینکه می گفتند شما اگر می خواهید  تجارت کنید اول باید مکاسب را بخوانید البته متاسفانه بعضی از آقایان که مسئله می گویند هم مکاسب بلد نیستند باید بفهمی چی ربا هست چی ربا نیست ؟ حقوق تو چیست ؟ و... عین همین در طبابت هم هست که باید بلد باشیم البته نگاه که می کنیم این نسبت به اون اول که می گفتیم متوسط است یعنی آن بحثش حالا به تعبیر امروزی ها برمی گردد به فلسفه ی سلامت مرگ و بیماری و سلامت و زندگی دنیا کار می کند .

علت های پنهان و عالم غیب را بهمان هشدار می دهد. نگاهمان را وسیع می کند و خوب هم که دقت بکنیم می تواند گره گشای مشکلات اخلاقی و مسیر سیر و سلوک قرب یک نفر هم باشد . وقتی آدم اینها را فهمید و فهمید که هیچی نیست یه ابزاری است و خیلی هنر کند می تواند مجرای فیض خداوند باشد .

خدا رحمت کند مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) را سال ۸۵  روسای دانشگاه های علوم پزشکی کشور را بردیم خدمتشان ایشان فرمودند شما می توانید با همین طبابت به قله های قرب الهی برسید به شرط اینکه بدانید چه می کنید بدانید وسیله هستید .بدانید که این بنده خدا ست و برای بنده ی خدا کاری می کنید که خدا را راضی نگه دارید خب حالا اینها هم جزء گرفتاری های امروزمان هست دیگه خیلی ها به طبابت به چشم تجارت نگاه می کنند به عنوان یک حرفه و حتی پائین تر به عنوان یک شغل نگاه می کنند تفاوت حرفه و شغل این است که درشغل شما تعهد اخلاقی ندارید اما در حرفه شما یکسری تعهدات دیگر علاوه بر تعهد کاری دارید یعنی اگر پولتم ندن متعهدی وظیفتو انجام بدی مثلا در طبابت اگر کسی دارد می میرد نگیم تا پول ندی درمانت نمی کنیم حتی اگر بعدا بدانیم پول هم نمی دهد چون وظیفه ماست قبول کردیم

این عرض را به این جهت کردم که متاسفانه ما با یک موجی روبه رو شدیم بالاخره هر موقعی که ما توجه به دین رو می بینیم موج های تقلبی هم زیاد می شوند حواسمان را پرت می کنند مثلا آقایی آمده صحبت کرده که دوای درد سیاتیک این است که ناخن هایتان را می گیرید می شود بیست تا ناخن بعد منصوبش کرده به روایتی از حضرت علی (ع) که آقایان می گویند این روایت ضعیف است بعد می گوید این ناخن ها را ببنید فلان قسمت پا اگر سیاتیکتان خوب نشد مثلا چی خب کردن و خوب نشده خب تو دروع گویی یا می خواهی بگی نعوذ بالله امیر المومنین اشتباه گفته .خب این چه چالشی است که درست می کنید اصلا دین همچین چالشی برای خودش داشته که درد سیاتیک رو درمان کند .بله ممکنه برای فردی یک توصیه هایی را کرده باشند.

این کار ها را می کنند آن وقت ما را از کار اصلیمان یعنی توجه به عمق طبابت و سلامت بازمون می دارند. سرگرممان می کنند به ظواهر و بعد به عمقش هم که میری همه ی اینها ریشه ی مالی دارد .

طرف میاد میگه من طبابت می کنم پول هم نمی گیرم همین جا هم آمده بود کسی بعد نسخه می نویسه میگه میری از فلان عطاری می خری جای دیگه ای هم نمیری بعد از عطاری می پرسی می بینی یه درصدی از پول نسخه را به خودش می دهد.

متاسفانه به کُنه کار که می رویم خیلی ها که ادعاهای طب اسلامی و طب روایی می کنند تهشان اینطوری درمی آید .

مرحوم قطب الدین شیراز ی۱۴ ساله بوده در شیراز پدرش را از دست داده است و آنقدر متبحر بوده که در این سن می شود رئیس بیمارستان مظفری شیراز .چشم پزشک ماهری بوده که از همه ی اطراف می آمدند اینجا برای عمل چشم .در ۲۴ سالگی رضایت برایش حاصل نیست میگه تا آخر عمرم می خواهم چشم عمل بکنم؟ خدا مرا برای این آفریده؟ بیمارستان را رها می کند و می رود. شروع می کند به سفر علمی که تا آخر عمرش حدود ۷۰ و اندی سال ادامه پیدا می کند. در این دوره ۷-۸سال شاگردی خواجه نصیر را می کند .قطب الدین تقریبا در ۴۰ سالگی تصمیم می گیرد یک شرحی بر کتاب قانون شیخ الرئیس بنویسد می بیند نمی شود. سی سال طول می کشد تا در ماههای آخر عمرش شرح قانون را به نام تحفه ی سعدیه تمام می کند که متاسفانه هنوز ترجمه ی فارسی نشده است.

بعد آن وقت به آقایان می گویی شما درباره ی طب سنتی چه می دانی؟ می گوید من قانون خواندم می گی پیش کی قانون خواندی؟ میگه خودم خواندم . میگی تو که عربی بلد نیستی چجوری خوندی ؟ میگه ترجمه خواندم .

این شد برای ما زندگی ؟ کسی بیاید بخواهد به صورت خود آموز برای ما طب سنتی را بگوید.

طب سنتی علم مهمی است .تفاوتش با طب نوین این است که در طب نوین ما تاکیدمان بر فیزیک و شیمی و... است ولی تاکیرگد طب سنتی بر مزاج است.

و اینطور نیست که ما ۴ تا مزاج ساده داشته باشیم .ماتریس است، مرکب است وقتی در ماتریس قرار می دهیم شاید دهها نوع مزاج داریم. اول قدم در طب سنتی مزاج شناسی است.

خیلی از آقایون با ادعای طب سنتی از مزاج چیزی نمی دانند. ما هرچی می کشیم از این نخوانده ملا شده ها هست.

می آید می گوید حجامت در دین تاکید شده  است بعد بچه ی یک روزه را که یرقان دارد حجامت می کند بعد بچه می میرد یا دچار عوارضی می شود که ماهها طول می کشد این عوارض را برطرف کند‌.

کسی که طب سنتی بلد است و پیش استاد آموخته می فهمد که حجامت جزء طب سنتی هست اما کی؟ برای چه کسانی ؟

طب سنتی نقاط قوت خیلی زیادی دارد بالاخره قرن ها مشکلات سلامت کشور هایی مثل مارو حل می کرده . الگوی طب نوین هم از طب سنتی گرفته شده است ولی مشکلاتی پیش آمده که برخی از مبانی خلط شده است. در همین قانون بوعلی سینا آناتومی درس می دهد.(علم تشریح)

اما تفاوت در این هست که در طب سنتی صحبت از مزاج است ولی طب نوین مزاج را بلد نیست .در طب مدرن نگاه کل نگر سریع در آن لطمه می خورد البته الان دارد به این سمت حرکت می کند و چند سالی است عنوانی به طب مدرن وارد شده است به عنوان طب خصوصی ، طب دقیق ترجمه ی personaliz medicine . اینجا صحبت از این است که درمان هر فرد با دیگری فرق می کند.

قبلا می گفتیم فلانی سرطان روده ی بزرگ دارد فلان داروی شیمی درمانی را برایش می دادیم اما الان قبلش برایش تست ژنتیک میزنیم که ببینیم به این دارو جواب می دهد یا نه ؟

طب مدرن هم به همین نتیجه رسیده که ما نمی توانیم توده وار به انسان ها نگاه کنیم. شاید این قدمی برای ارتباط با مزاج باشد .

الان ما در طب نوین یاد گرفتیم که همه چی مربوط به ژنتیک نیست و ژنتیک هم با رفتار های ما تغییر می کند. مثلا اگر کسی سیگار می کشه ممکن است اثرش تا چند نسلش وجود داشته باشد شراب خواری هم همین طور.

ما الان داریم این ها را یاد می گیریم.

طب سنتی مثل طب مدرن یک علم است به همین دلیل ما در وزارت بهداشت که بودیم دانشکده ی طب سنتی راه انداختیم و افتخار هم می کنیم که راه انداختیم .

بعد به خاطر اینکه دانشجویی که آنجا فارغ التحصیل میشه آن مشکلی که در چین به وجود آمد که دو تا مسیر متفاوت طبابت هست ما آنجا شرط کردیم که ورودی رشته های سنتی کسانی باشند که در رشته های امروزی هم فارغ التحصیل باشند چون نخواستیم منفعت های طب مدرن رو از بیمارانشان بگیریم .طب سنتی در کنار همه ی خوبی هایش کاستی هایی هم داشته .حصبه وقتی طب سنتی در اوج خودش بوده است می امده در یک شهر ۴۰ درصد مردم را می کشد امروز اگر کسی با حصبه بمیره ما طبیبش را محاکمه می کنیم .آبله وقتی می آمده همه می مردن .طاعون هم همینطور...

طب سنتی علی رغم نگاه کل نگر خوبش یکسری ضعف ها داشته است.

شیخ الرئیس نتوانست خودش را درمان بکند و در میانسالی ۵۰ و اندی سالگی فوت کرده و عمر طولانی نکرده است.

ما باید کاستی ها و نقاط قوت را بدانیم. اوج نقطه قوت طب سنتی کل نگری آن است به همین دلیل در بیماری های روان تنی یا اصطلاحاً سایکوسوماتیک ها خیلی اثرش بهتر از طب مدرن است.

اما بعضی جاها کاستی دارد بخصوص جایی که پای یک علت جزئی در میان است و تشخیص داده نشده است.

این بحث ها را عرض کردیم که ظاهر بین نباشیم من خیلی نگران این ظاهر بینی ها هستم بخصوص که رنگ و لوای دینی هم داشته باشد دیگه نمیشه کنترلش کرد.

بعد فکر می کند اگر خلاف این عمل کرد کافر شده یا از ولایت امیرالمومنین خارج شده کما اینکه بعضی آقایان اینگونه بازاریابی می کنند، می گویند اگر شما امیر المومنین را قبول داری باید این کار را بکنی. عرض کردم امیرالمومنین وقتی ضربت خوردن طبیب نصرانی برایشان آوردند.

اطبای امام (رحمت الله علیه) می گفتند ما هیچ بیماری به تسلیمی امام نداشتیم.

بعد آقایانی که نمی دانم سطحم تمام کردن یا نه ادعا هایی می کنند که مجتهد ها نمی کنند.

حواسمان باشد که راه را گم نکنیم. اصل حرف همان طب عالیه هست ...

 


١١:٤٤ - دوشنبه ٣٠ مرداد ١٣٩٦    /    عدد : ٥٢٦٥٩٤    /    تعداد نمایش : ٢٣١



خروج




  این سایت متعلق به دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی قم میباشد